من بعد از قهری ک قبلا کرده بودم مجدد برگشتم سر خونم ی مدت خوب بود دارم میرم سر کار از وقتی برگشتم حتی خرجی بهم نمیده فقط وسایلی ک برای داخل خونه میخره،یکساله هرچی لباس و شارژ و دکتر میرم خودم هزینه اشو میدم ،خسته شدم اوندفعه بهش گفتم پول لازمم بزن ب کارتم انقدر نزد تا دعوامون شد،همیشه اولویتش خانوادشن یعنی برای اونا بی حساب خرج میکنه اما برای من ن،این ماه رفتم دکتر خرجم ۱۵ تومن شده همشو خودم دادم یکبار نپرسید تو کارتت پول داری یا ن،دیگه واقعا ناامید شدم
ب مامانم گفتم این زندگی ادامه نداره میگه همه مردا همینن میگم اگه همه مردا همینن چرا پسرای خودت جونشون و زنشون،مگه من از گشنگی خونه بابام شوهر کردم ک فقط بخواد وسیله برا خونه تهیه کنه،خودشونم یبول دارن حرفمو ولی از جدایی من میترسن
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
خب عزیزم خیلی وقت نیس که ازدواج کردین بهترین کارو کردیبه خودشم بگو اگه باز تکرار کرد طلاق بگیر حیفه ...
حتی وقتی برگشتم بعدش متوجه شدم با طلاهایی ک برام خریده بود و هدیه عروسیم بوده رفته برا خانوادش خونه خریده یعنی پول برا خرید خونه کم داشتن از طلاهای من استفاده کرده،اونوقت حتی براش مهم نیست ک من دکتر میرم پول تو کارتم هست یا ن