سلام دوستان من یه جاری دارم که چهل و خورده سنشه یه شوهر بیکارو علافم داره این خانم تا پاشو گذاشت اینجا دغدغه و ارزوش این بود فقط پسر بزاد که اولین تلاشش با شکست مواجه شد و دختر شد بگذریم که چه قد نازوادا اومد و دماغشو میگرفت بالا که صد در صد مطمئنم پسره خلاصه دختشو زاییدو به سال نکشیده یکی دیگه حامله شد اون پسر شد این خانم عقده ای از وقتی پسرش زایدده با بچه های من کاردو پنیر شده من دختر دارم یعنی تو خونش صبح تا شب با بچه هاش جنگ میکنه میزنه دعوا میکنه بعد بچه که میاد پیشه بچه های من عزیز کرده میشه فقط کافیه انگشته بچم بخوره به تهفه این بلبشو یی راه میندازه که بیا و ببین نمیدونم واقعا دیگه چی کنم من مدام به بچه هام میگم باهاش بازی نکنید نه طرفش برید نه کاری باهاش داشته باشید ولی خودش کنه س میاد میچسبه به بچه های من نمیدونم واقعا این زن چشه عقده داره میخاد خودی نشون بده اینم بگم که شوهرش اصلا به بچه هاش اهمیت نمیده اصلا انگار بچه های این نیستن ولی مادرشون داره خودشو میکشه که نشون بده بچه ش خیلی ارزش منده ناگفته نمونه که خانواده شوهرم بچه هامو خیلی دوست دارن
اینو خطاب به همه در هررموقعیتی میگم . وقتی توان و انرژی کافی برای تغییر آدم های اطرافت نداری ازشون فاصله بگیر تا آرامش داشته باشی. عزیز من تا کی جنگ و دعوا و اعصاب خوردی و حرص خوردن ؟ ولش کن بذار با پسر زاییدن خوشحال باشه
اینو خطاب به همه در هررموقعیتی میگم . وقتی توان و انرژی کافی برای تغییر آدم های اطرافت نداری ازشون ف ...
عزیزم من با این خانم سره همین کاراش قطع رابطه کردم ولی خونه مادرشوهرم میبینمش باهاشون یه جا میشینه اوکی پسر زاییده خدا حفظش کنه براش ولی اخه بعضی کاراش حرکاتش اصلا به یه ادم چهل ساله بالغ شبیه نیس
عزیزم اگرمیتونی وقتایی که جاری اونجاست نرو یکم درکش کن اون جاریت کمبودداره ازهمه نظربخاطراینه که الک ...
امروز باز با بچه هام دعوا کرده بود من برام کار پیش اومد بچه هامو گذاشته بودم اونجا درحد نیم ساعت نبودم اومدم دیدم دخترم داره گریه میکنه گفت زنعمو باز چرتو پرت گفته برادرشوهرم پیشمون بود گفتم خاهشا به زنت بگو با چهل سال سن این کارو کسی ببینه فکر میکنه عقلی مشکل داری اگه بچه ت خیلی عزیزه نگه ش دار تو خونه ت کسی باهاش کاری نداشته باشه