ما واسه بله برون پسر خواهرشوهرم رفتیم اینجوری بود که جشن رو تو خونه ی مادر گرفته بودن بعد ما تا اون روز عروسو اصلا ندیده بودیم که زنگ زدن دعوت کردن و گفتن فلان روز از ساعت 5 بعد از ظهر بیایین به فلان آدرس (خونه ی مادر عروس) بعد ما هممون (مادرشوهرمینا خواهرشوهرام، برادرشوهرام و عموها و عمه و خاله های شوهرم) همه جوری تنظیم کردیم که همگی با هم برسیم اونجا
وقتی رسیدیم مهمونای عروسم اونجا بودن بعد عروس خانم آرایشگاه رفته بود لباس مجلسی کرمی رنگ تنش بود یه طرف خونه رو تزیین کرده بودن برای عروس و داماد و دوتا صندلی هم براشون گذاشته بودن اونجا خواهرشوهرم و مادر عروس کنار هم بودن و مهمونا رو بهم معرفی میکردن
بعد خواهرشوهرم یه خنچه با خودشون بردن که توش کله قند و قندشکن و قرآن و دفتر بله برون بود
بعد هم یه نفر که سرزبون خوبی داشت مبلغ مهریه و شیربها رو بلند مطرح کرد و همه برای خوشبختیشون صلوات فرستادن (البته مهریه و... از قبل بین دوتا خانواده تعیین شده بود و به تفاهم رسیده بودن اونجا فقط یاداوری و مطرح شد) بعد هم آقایون رفتن بیرون و خانما بزن و برقص کردن 😂و بعد میوه اوردن و هدایای که فامیلا اورده بودن رو تقدیم عروس و داماد کردن (بعضیطلا اورده بود بعضیام داخل پاکت مبلغی رو گذاشته بودن)
بعد دوباره بزن و برقص کردن عروس و داماد رقصیدن و در آخر هم شام دادن و تموم شد😍
اهان یادم رفت بگم یه پارچه ی چادر سفیدم سر عروس کردن و یه نفر با قیچی اندازه زد و نقل پاشیدن سرش