بعد از وداع با تو به خانه بازگشتم و دیدم خودم را نیاورده ام.
خودم را جا گذاشته بودم.درست همان لحظه که تورا در خاک میگذاشتند خودم را در کنارت جا گذاشتم و بعد از آن (من) در کنار تو، زیر خروار ها خاک پوسید.
و این جسم مصنوعی و متحرکی که به خانه برگشته بود، تا لحظه ای که زهر اکسیژن را تنفس میکرد همچنان به دنبال (من) و (تو) میگشت.