دیروز الکی با شوهرم بحث کردم
واس برادر شوهرم مشکلی پیش اومده بود ک جاریم نمیتونست باهاش ارتباط بگیره بخاطر همین شوهرم ازش به جاریم خبر میداد به همدیگه ویس میدادن
شوهرم اینجا نیست رفته ترکیه وقتی باهاش چت میکردم خیلی دیر جوابم میداد میرفت جواب جاریمو میداد
منم یهو جوش آوردم عصبانی شدم یه طرف هم خودبخود بغضم گرفت باهاش بحث کردم آخرش بهش گفتم اگر میدونستم اینجوریه ازدواج نمیکردم باهات و خداحافظی کردم و گفتم مراقب خودت باش
اونم پیاممو ک گفتم اگر میدونستم اینجوریه ازدواج نمیکردم سنجاق کرد و فقط گفت همچنین و رفت منم دیگ چیزی نگفتم
حس میکنم ناراحتش کردم ولی بازم خودش اول بهم پیام داد و عشقم اینا میگفت ، انگار ازم ناراحته ب روی خودش نمیاره یکم سرد بودنشو حس میکنم منم از دیروز جوابشو سرد میدم
بنظرتون چیکار کنم از دلش در بیام ک پشیمونم اون حرفو گفتم یه طرف هم من زیادی مغرورم راحت گرم نمیشم با طرفم منم بخاطر رفتارایی سردم ازش