شرایطم و میگم بهتون اگه جام بودید چکار میکردید
۱- ۴۱ سالمه و ۱۰ ازدواج کردیم اوایل من بخاطر ترس و فوبیای شدیدم از بارداری و تهوع با شوهرم گفتیم بچه نمیخوایم اون موقع ۳۰ سالمون بود بعد الان پنج ساله نظرمون تغییر کرد ولی با این شرط ک رحم جایگزین بگیریم یعنی روان شناسم گفت اینکارو بکنید از نظر روحی آمادگی نداری و هیچ وقتم پیدا نمیکنی درسته میگفت اتفاقا چون چند بار طبیعی اقدام کردم ولی لا هزار جور ترس و لرز ولی نشد
۲- رفتیم مام اونجا گفتیم بخاطر فیبروادنوم ناحیه زیر بغلم نمیشه خطر داره تخمک کشی،کرد اهدایی بگیرم و رحم جایگزین تا چند ماه برام کیس پیدا میکردند ولی انگار دلمون قبول نمیکرد
۳- رفتیم مرکز خاتم الانبیا گفتیم اونجا هم بریم اگه کیس بهترین داشت که ی مرکز واقعا بی در و پیکری بود رهاش کردیم
۴- بعد ی خانم دکتری و پیدا کردیم که کارش خوب بود تمام ترس هامو گذاشتم کنار ووارد پروسه پانکچر شدم ۴ تا جنین شد ب رحم جایگزین ۳۲ انتقال دادن و منفی شد دنیا رو سرمون خراب شد
۵- بعد از پانکچر چند سیکل ب شدت سنگین داشتم بماند بعد از بهوش اومدن بعد از پانکچر مرگ و دیدم درد نداشتم ولی تهوع شدید افت شدید فشار خون و طبعا پنیک شدم زمان عمل دکتر گفت رحمت ادنومیوزیس و اندومتریوز و هیدروسالپنکس هم داری اینم ی بدبختی دیگه
۶- سونوی واژینال و رکتال برام نوشته باید برم بدم و تو اون جلسه دکتر اب پاکی رو ریخت رو دستم گفت سن تخمک و اسپرم بالاست و احتمال شکست لانه گزینی در جایگزین همین بود یا برو طبیعی اقدام کن یا تخمک اهدایی بگیر
من شرایط روحیم نمیذاره باردار بشم اصلا نمیتونم وجود چیزی رو در درونم رشد میکنه بپذیرم میترسم پنیک اتک پیدا میکنم شاید برای خیلی هاتون خنده دار باشه ولی منم اینطوریم کسی ک پنیک رو تجربه کرده باشه میفهمه من چ حسی دارم
چکار کنم موندم اهدایی سخته ؟ بگیرم نگیرم دیگه فرصتی هم ندارم سنم بالاست