2789
عنوان

تخمک اهدایی

1 بازدید | 4 پست

شرایطم و میگم بهتون اگه جام بودید چکار میکردید

۱- ۴۱ سالمه و ۱۰ ازدواج کردیم اوایل من بخاطر ترس و فوبیای شدیدم از بارداری و تهوع با شوهرم گفتیم بچه نمیخوایم اون موقع ۳۰ سالمون بود بعد الان پنج ساله نظرمون تغییر کرد ولی با این شرط ک رحم جایگزین بگیریم یعنی روان شناسم گفت اینکارو بکنید از نظر روحی آمادگی نداری و هیچ وقتم پیدا نمیکنی درسته میگفت اتفاقا چون چند بار طبیعی اقدام کردم ولی لا هزار جور ترس و لرز ولی نشد

۲- رفتیم مام اونجا گفتیم بخاطر فیبروادنوم ناحیه زیر بغلم نمیشه خطر داره تخمک کشی،کرد اهدایی بگیرم و رحم جایگزین تا چند ماه برام کیس پیدا میکردند ولی انگار دلمون قبول نمیکرد

۳- رفتیم مرکز خاتم الانبیا گفتیم اونجا هم بریم اگه کیس بهترین داشت که ی مرکز واقعا بی در و پیکری بود رهاش کردیم

۴- بعد ی خانم دکتری و پیدا کردیم که کارش خوب بود تمام ترس هامو گذاشتم کنار ووارد پروسه پانکچر شدم ۴ تا جنین شد ب رحم جایگزین ۳۲ انتقال دادن و منفی شد دنیا رو سرمون خراب شد

۵- بعد از پانکچر چند سیکل ب شدت سنگین داشتم بماند بعد از بهوش اومدن بعد از پانکچر مرگ و دیدم درد نداشتم ولی تهوع شدید افت شدید فشار خون و طبعا پنیک شدم زمان عمل دکتر گفت رحمت ادنومیوزیس و اندومتریوز و هیدروسالپنکس هم داری اینم ی بدبختی دیگه

۶- سونوی واژینال و رکتال برام نوشته باید برم بدم و تو اون جلسه دکتر اب پاکی رو ریخت رو دستم گفت سن تخمک و اسپرم بالاست و احتمال شکست لانه گزینی در جایگزین همین بود یا برو طبیعی اقدام کن یا تخمک اهدایی بگیر

من شرایط روحیم نمیذاره باردار بشم اصلا نمیتونم وجود چیزی رو در درونم رشد میکنه بپذیرم میترسم پنیک اتک پیدا میکنم شاید برای خیلی هاتون خنده دار باشه ولی منم اینطوریم کسی ک پنیک رو تجربه کرده باشه میفهمه من چ حسی دارم



چکار کنم موندم اهدایی سخته ؟ بگیرم نگیرم دیگه فرصتی هم ندارم سنم بالاست

فرزند به سرپرستی بگیری بهتر از اهدایی نیست؟

ما دخترهای غمگین شانزده ساله ای بودیم که فکر میکردیم اگر میشد رنگ موهایمان را روشن کنیم ، تکلیفمان هم روشن می شد. ما ، با ماتیک های قایمکی و کابوس های یواشکی و آرزوهای دزدکی . ما و کارت پستال هایِ « سوختم خاکسترم را باد برد ، بهترین دوستم مرا از یاد برد».. ما و شعرهای دوران مدرسه ، اولین دست نوشته هایی که توی دفتر ِ  کوچک یادداشت می نوشتیم و مشاور دیوانه به خیال اینکه این یک نامه برای پسر مردم است از ما می دزدید .ما ، که تمام عمر ترسیدیم دختر بدی باشیم . ترسیدیم مقنعه هایمان چانه دار نباشد و چشم سفید باشیم . ما که توی کتاب هایمان فروغ نداشتیم ، چون فروغ میان بازوان یک مرد گناه کرده بود ، ما فقط یادگرفتیم مثل کبری تصمیم های خوب بگیریم ، و آن مرد ؛ هر که می خواهد باشد . مهم این است که داس دارد…

روانپزشک دیگه ای رو امتحان کن و فوبیای بارداری رو درمان کن در همین حین خودتو همسرتو تقویت کن هم از لحاظ،سبک زندگی هم دارهای کمک باروری و بعد اقدام کن


🍷جام لبریزم، به دست رعشه دار افتاده ام 🍷

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز