2777
2789
عنوان

خدایا کمک

41 بازدید | 9 پست

بچه ها داییم میخواد ویلا بخره رو بروی ویلای ما و ما ویلامون خزرشهر و دریا کنار نیست و اینکه پز نمی دم ولی بابام و داییم دعوا کردن چرا چون بابای بیدادب من رفته گفته اینا هزار باز اومدن ویلای ما خوش گذرونی و ویلا به اسم مامانمه و مامانم داییم رو گفت بیا با زنش و داییم کارمنده زنش معلم خلاصه بابام میگه به اینا ویلا رو گرون بده نتونن بخرن تا بفهمن هر کسی صاحب ویلا نمیشه وکیل و دکتر و مهندس لایق ویلان نه کارمند بابام گفته داییم ۵۰ سالشه و اینکه بخاطر من تحمل کردن و برگشتنی بابام گفته شما گداها دنبال مال مفتین چکار کنم هفته ی بهد میخوام برم خونش دلم گرفته بابام خیلی عصبیه بدش میاد میگه که مگه گداخا ویلا میخرن و نمی دونم اینا

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

ما اخه کسی رو نداریم خانواده پدری قطع رابطه مادی دیگه نه اخه حق با داییمه به بابام چه که اونا کارمند ...

دقیقا واقعا به اون چ؟

بابات حسوده نمیتونه ببینه دایی ات صاحب ویلا میشه...اعصابم خراب شد

اونا کفتن فقط بخاطر حدیث (خودم ) می مونیم بابام وکیل بازنشسته اس که همه ی پرونده هاش شکست خوردن و پول نداره زیاد ولی مامانم معماره پروژه های تاپ داره هنوزم فعاله

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792