بچه ها داییم میخواد ویلا بخره رو بروی ویلای ما و ما ویلامون خزرشهر و دریا کنار نیست و اینکه پز نمی دم ولی بابام و داییم دعوا کردن چرا چون بابای بیدادب من رفته گفته اینا هزار باز اومدن ویلای ما خوش گذرونی و ویلا به اسم مامانمه و مامانم داییم رو گفت بیا با زنش و داییم کارمنده زنش معلم خلاصه بابام میگه به اینا ویلا رو گرون بده نتونن بخرن تا بفهمن هر کسی صاحب ویلا نمیشه وکیل و دکتر و مهندس لایق ویلان نه کارمند بابام گفته داییم ۵۰ سالشه و اینکه بخاطر من تحمل کردن و برگشتنی بابام گفته شما گداها دنبال مال مفتین چکار کنم هفته ی بهد میخوام برم خونش دلم گرفته بابام خیلی عصبیه بدش میاد میگه که مگه گداخا ویلا میخرن و نمی دونم اینا
اونا کفتن فقط بخاطر حدیث (خودم ) می مونیم بابام وکیل بازنشسته اس که همه ی پرونده هاش شکست خوردن و پول نداره زیاد ولی مامانم معماره پروژه های تاپ داره هنوزم فعاله