2777
2789

همینی که الان صاحب خونمون هست و طبقه ی پایینمونه.

صبح زود خانمه میره بیرون بیشتر اوقات کلید با خودش نمی بره ،زنگ آیفن ما رو ساعت ۶ صبح میزنه که در اصلی رو براش باز کنیم ۴ تا بچه پیر خر داره و یه شوهر می ترسه اونها بیدار شن بد خواب شن . زنگ ما رو میزنه بچه های من بیدار میشن بارها خواستم دعوا کنم باهاش شوهرم نذاشت چون صاحب خونه هستن خیر سر شون

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

همسایه جفتی مون وقتی شهرداری اومد کوچه رو اسفالت کنه اجازه نداد

خیلی هم بحث کردیم ولی چون خونش قدیمی ساز بود و پله میخورد میرفت پایین ، میگفت خونم چال تر میشه

الان همه جا آسفالته بجز جلو پارکینگ ما و خونه اون

منم از پنجره چند ساله اشغال میریزم پایین

بارها بهم گفته اشغال نریز . میاد جلو خونه من

منم گفتم کوچه ای که آسفالت نشه باید اشغال دونی بشه

خلاصه به گوه خوردن افتاده ، الان میره شهرداری و میاد تا بیان این یه تیکه رو اسفالت کنن

نمک زندگی من پسرم بود ولی 🖤نمک زندگی ام را به زمین پاشیدند🖤مجلس ختم گرفتیم کنار بدنش 🖤عوض فاتحه خوانی ، همگی خندیدند🖤هفت بار از جگر سوخته ام ناله زدم 🖤مرد و نامرد همه غربت من را دیدند🖤آمدم جمع کنم زندگی ام را از خاک 🖤دسته جمعی به من و گشتن من خندیدند🖤🖤🖤

همسایه جفتی مون وقتی شهرداری اومد کوچه رو اسفالت کنه اجازه نداد خیلی هم بحث کردیم ولی چون خونش قدیمی ...

من اگر بودم حتمامیرم شورای محل و بعدم اداره پلیس شکایت ازشما

من اگر بودم حتمامیرم شورای محل و بعدم اداره پلیس شکایت ازشما

بره

مهم نیس

نمک زندگی من پسرم بود ولی 🖤نمک زندگی ام را به زمین پاشیدند🖤مجلس ختم گرفتیم کنار بدنش 🖤عوض فاتحه خوانی ، همگی خندیدند🖤هفت بار از جگر سوخته ام ناله زدم 🖤مرد و نامرد همه غربت من را دیدند🖤آمدم جمع کنم زندگی ام را از خاک 🖤دسته جمعی به من و گشتن من خندیدند🖤🖤🖤

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792