همسایه جفتی مون وقتی شهرداری اومد کوچه رو اسفالت کنه اجازه نداد
خیلی هم بحث کردیم ولی چون خونش قدیمی ساز بود و پله میخورد میرفت پایین ، میگفت خونم چال تر میشه
الان همه جا آسفالته بجز جلو پارکینگ ما و خونه اون
منم از پنجره چند ساله اشغال میریزم پایین
بارها بهم گفته اشغال نریز . میاد جلو خونه من
منم گفتم کوچه ای که آسفالت نشه باید اشغال دونی بشه
خلاصه به گوه خوردن افتاده ، الان میره شهرداری و میاد تا بیان این یه تیکه رو اسفالت کنن