من دوست دارم بدونم بخش بد کار خودم و احتمالا اون احساس ناامنی یا فکر اشتباهی که دارم از نظر شما چیه:
ماجرا اینه
به دوستتون پیام بدید بیام خونتون
بگه نه من عصر کار دارم خونه
بگید خب باشه
دوباره پیام بدید فردا بیام پس
بگه نه میخواییم بریم فلان جا حتما (شما هم مثلا در حد یه ساعت میخواستید برید خونش نه زیاد)
دوباره خودش بگه من باید هماهنگ کنم بهت میگم
سرظهر دو روز بعد پیام بده الان بیا
چون شوهرم نیست احتمالا
بعد شما بگی من بعدازظهر میام بعد از اینکه رفتم بیرون کار دارم
دوباره زنگ بزنه ده دقیقه دیگه بیا، شما هم دقیقا نزدیک خونش رسیدی و پشت دری
خب من بهم برخورد اما سعی کردم به روی خودم نیارم
گفت شوهرم اومده خونه تو ده دقیقه دیگه بیا
منم گفتم باشه ده دقیقه دیگه میام ولی بیا بریم بیرون
بعد که بهش دوباره پیام دادم گفت مگه فرار بود بریم بیرون؟ نه بیا من برات خوراکی آماده کردم
منم گفتم نمیام دیگه کار دارم میرم خرید، سه بار هم زنگ زد
بعد هم پیام که چرا نیومدی من زحمت کشیدم بخاطرت
شوهرم هم وقتی اومد چون خامی بود از کار اومده بود گفتم نیای
من در کل بهم برخورد و آخر پیام دادم قسمت نبوده دیگه