دیروز صب رفته بود با پدر مادرش ثبت نام کنه خواهر زاده شو بم زنگ زد گفت یکم حرف زد من معذب بودم جلو پدرش اینا حرف بزنه قطع کردم و ظهر رفته بود کار اداری داشت بعدم بنزین وفلان اینا بعدم رفت خرید غروبش گف بچه هارو میبرم بیرون آیا حق من نبود همون وقتی که برا بیرونرفتن بچه ها داشت میزاشت برا من با من حرف میزد تا ۱۲شب از ۹بچه هارو برده بیرون که پسر خاله اش که پسر خاله واقعیش هم نیست هی اصرار میکرده منو ببر نمیبرد ناراحت میشد ناراحتی اون مهمبوده اما من نه رفته بین شون هم بم زنگ میزد حرف میزدش شب هم ساعت ۱ بعد شام اینا حدود ۱۰دقیقه حرف زد گفتم برو بخواب خسته شدی رقت خوابید
صب پیام صب بخیر داد حالمو پرسید اینا جوابش دادم بعد گفتم بیای ت. برنامه امروز وقت مون برا هم باشه دیدم زنکزد گف با داداشش رفته لاسینک موتور درست کنه گفتم پیام نخوندی اولویتت نبودم نیستم گفت منم اواویتت نبودم دست پش گرقت گف تو خودت رفتی با دوستت تلفنی حرف بزنی بش گقته بودم صبحونه بخوره بیاد چت کنیم منتظر شمزنگ زد داره میره
بعدم دوبار الان زنگ زد جوابش ندادم حق با کیه
چت روز بعد قراره بیاد خونمون حضوری بش بگم یا تو پیام
حساسم ؟یا واثها حق دارم