همسر من اخلاق های خاصی داره بسیار زیاد از طرفی من هم خیلی ادم سازگاری نیستم برای مثال اخرین سفرمون در لحظه اخر بدون اطلاع من ناگهانی رفت برای مادر پدرش بلیط گرفت و من تنها مرزی کهگذاشتم این بود که اگر اتاق جدا بگیری میام وگرنه خودتون برید سفر ؛ چند باری هم راجع به این موضوع حرف زدیم؛ در اخر اون گفت من هم با فامیلای شما سفر نمیام و من هم راضی بودم ازین موضوع
اخر هفته جا گرفتم بریم سفر اما مامانم چندین باز گفته بود باهم بریم شمال اما من نخواستم براش توضیح بدم چی بوده و چیشده؛
اگر به مامانم نگم چیزی و بریم خودمون ترس اینو دارم باز شوهرم تو مسافرتایی که خودش جور میکنه مامان باباشم بیاره؛ اگر هم بگم که راهش باز میشه که عههه تو خانوادتو اوردی پس منم میارم هرجا دلم بخواد
بنظر شما چیکار کنم