من همیشه غمگینم همیشه کلافه ام همیشه سردرد دارم
همیشه اعصابم بهم ریخته ست
دوست دارم تو تنهایی خودم باشم
کاملا درونگرام
به زور تو جمع خانواده خودمم میرم.
حس میکنم تموم زندگیم تباه شده
چون میتونم به جرات بگم بیشتر از بیست ساله نخندیدم و روزی چند بار گریه میکنم
همشم به خاطر ترومای گذشتمه😔
هر چقدر تلاش میکنم خودمو خلاص کنم از گذشته نمیشه که نمیشه
تحملم دیگه خیلی کم شده
جوری که دیگه تحمل کوچکترین چیزی رو ندارم
حتی سر و صدای بچمو
یه وقتایی تا حد جنون و گاهی تا حد سکته مغزی پیش میرم
کلا بدنم لمس میشه و میفتم
یعنی اینجوری بگم درد منو قوی نکرد
خیلی ناتوان و زود رنجم کرده
...