2821
2789
عنوان

خیلی تنهام

111 بازدید | 20 پست

از خانوادم دورم شوهرم هم بداخلاقه. همش دلم میگیره. بچه کوچیک دارم زیادم نمیتونم برم جایی دوست پیدا کنم. نمیدونم چی کار کنم از تنهایی و اینهمه غم در بیام

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

واقعا منم تنهام

با این تفاوت که مجردم

کتاب بخون

فیلم ببین

روزی یه ساعت با بچه برو بیرون

شروع کن به یادگیری یه هنر از طریق مجازی

تونستی برو باشگاه خیلی از خانما بچهرو هم با خودشون میبرن و مشکلی ندارن مربی ها


و اگر من زنده نماندم و به خانه پشت ابرها رفتم، تو به جای من زندگی کن و به جای من بنویس که روزهای خوب را دیدی که روزهای بی درد را زیستی، برای من گریه نکن که من برای خود فراوان گریسته ام چایت را بنوش و به یاد من کیک نارنج بپز و بدان که مرگ مرا از رنجی بزرگ رهاند

کتاب بخون فیلم ببین پیاده روی و خرید رفتنم فراموش نکن گلدوزی و کیک پختن میتونه موثر باشه

با خواهرم خیلی صمیمی بودم خیلی دلتنگش میشم نمیتونم فراموش کنم. نیاز دارم هر روز ببینمش

منم خیلی احساس تنهایی میکنم شوهرم راه دور کار میکنه با هیچکی دوست نیستم...خواهر و برادرم دورو هستن و از بودن باهاشون لذتی نمیبرم...خانواده شوهرمم حرفایی در گذشته زدن که یادش میفتم دلم نمیخاد ببینمشون

منم خیلی احساس تنهایی میکنم شوهرم راه دور کار میکنه با هیچکی دوست نیستم...خواهر و برادرم دورو هستن و ...

پس چه کار میکنی. مسئله اینه من هر روز یاد خواهرم میفتم که چقدر باهاش بهم خوش میگذشت

پس چه کار میکنی. مسئله اینه من هر روز یاد خواهرم میفتم که چقدر باهاش بهم خوش میگذشت

با پسرم روزمو میگذرونم ...هرچند اونم هیچ وابستگی به من نداره و علنا پدرشو بیشتر دوست داره..سخته ولی میگذره..

با پسرم روزمو میگذرونم ...هرچند اونم هیچ وابستگی به من نداره و علنا پدرشو بیشتر دوست داره..سخته ولی ...

این جور وقتا چون آدم خودش از نظر روحی کم میاره کسی هم بهش وابسته نمیشه. بچه منم پدرشون بیشتر دوست داره چون اونو قدرتمندتر میبینه

این جور وقتا چون آدم خودش از نظر روحی کم میاره کسی هم بهش وابسته نمیشه. بچه منم پدرشون بیشتر دوست دا ...

آره واقعا....نمیتونم باهاش ارتباط بگیرم احساس میکنم اون مسبب این هست که دیگه نتونستم سر کار برم و هرچی درس خونده بودم بر باد رفت...

آره واقعا....نمیتونم باهاش ارتباط بگیرم احساس میکنم اون مسبب این هست که دیگه نتونستم سر کار برم و هر ...

سرکار برام مهم نیست قبلاً میرفتم و اصلا راضی نبودم. مخارج که همهاش برعهده اونه بخشیش افتاد گردن من. سرکار رفتن زن به هیچ دردی نمیخوره فقط مردو پر رو و پر توقع میکنه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792