بچها من همش حس میکنم شوهرم ابجیمو دوس داره نمیدونم شاید اشتباه کنم ولی دارم روانی میشم از این فکر اول اینکه وقتی خواهرم هس خیلییی باهاش شوخی میکنه میکه میخنده
همش میخواد باش حرف بزنه
خیلی اصرار میکنه بیا خونمون حتی میگه دانشگاهتو کاش مینداختی شهر ما میومدی خونه ما خواهرم چند روز خونمون بود الان که رفته شوهرم میگه باز بیا دلمون برات تنگ میشه از این حرفا همش میگه هر جا میریم بیا تو ماشین ما
کلی بش ماشین میده رانندگی کنه
من نمیذونم چیکار کنم حتی نمیخوام چیزی بگم ک حساس شه ولی حالم بده جوری که انگار از شوهرم داره بدم میاد