امروز بلاخره همه چیز تموم شد.دوستم بهم پیام داد و گفت....ازدواج کرده وامروز شیرینی نامزدیشو اورده بود بایکی که ۲۵سال ازخودش کوچیکتره!
دروغ چرا دلم ریخت ته دلم خاالی شد یه احساس خلاء که گفتنی نیست.اما باخودم گفتم خداروشکر که تموم شد و تکلیف م باخودم روشن شد.بااینکه دلم خییییییلی زیاد برای خودم سوخت اما بهرحال تموم شدو رفت!