خانوما شروع رانندگی برای شما چطور بود من خودم خیلی خیلی خیلی میترسیدم الان نزدیک ده ساله که گواهینامه دارم چند بار با همسرم برای تمرین رفتم ولی خودم تنهایی رانندگی نکردم الان با دوتا بچه که چندتا کلاس مختلف میبرمشون واقعا سختم بود که آژانس و اسنپ بگیرم و کنار خیابون منتظر باشم واقعا این دفعه خودم میخواستم که یاد بگیرم مربی گرفتم هفت جلسه باهاش تمرین کردم الان چند روزی میشه که جرات میکنم تنهایی تو شهر برم و اون ترس لعنتی جاش رو به لذت داده میدونم سخته ولی سعی کنید به ترستون غلبه کنید اول صبح یا سر ظهر که خلوته برید تو شهر راندگی کنید
آخر نفهمیدیم زندگیه یا شکنجه گاه... خستهام... مثل هیزمی که سوخته و خاکستر شده ولی بازم ازش انتظار دارن بسوزه... 🖤🥀 اگر زندگی مرگ است و مرگ است زندگی پس درود بر مرگو 🖤 ⚰️ 🖤 مرگ بر زندگی مثل تنه خسته ایی که خواب میخواهد💔 انقدر خسته است جانم! 🖤 🖤 که مرگ میخواهد🥀⚰️🥀. نیستی بابا... و همین برای خوشبخت نبودن کافیست.
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
من عشق به رانندگی داشتم ترسم کم بود ولی یه مدت برای تنهایی روندن اعتماد بنفس نداشتم فقط توی محله میروندم همه هم میگفتن توی محله امون بتونی جاهای دیگه صد درصد میتونی از بس محله امون شلوغ هست خط واصل اتوبان با خیابان اصلی چندتا هم کوچه پس کوچه هست که یهو یه ماشین میپیچه به جلوت موتور سوارها و دوچرخه سوار ها یه محله شلوغ از ماشین برای یه مسیر دویست متری چند بار لازمه ترمز بگیری یبار امتحان کردم با بابام رفتم زیارتگاه شهرمون روز تاسوعا بود اومدنی به شب موندم نه بابام همراهم بود نه شوهرم به هر کدوم زنگ زدم نیومدن منم توی ترافیک و تاریکی تنهایی تا خونه اومدم بعد اون اعتماد بنفسم بالا رفت ماشین بر میدارم هرجا بخوام میرم
(متاسفانه) امروزه در حوزه علمیه، دروس اخلاقیِ عملی و سیروسلوک الی الله و عرفانِ شهودی،بطورکلی ترک شده است. (درحالیکه) آنچه (در حوزه) باید مهم باشد تربیت طلاب به تزکیه وتهذیبِ اخلاقِ عملی وعرفان شهودی است که ماراآشنابحقیقت اسلام میکندوانسانیت رابمامینمایاند.دورانی ک حقیر،نجف تحصیل میکردم نه تنها این دروس طالب نداشت بلکه منع میشد.درس اخلاق نبود،تفسیر وبیان معارف نبود،مطرود وممنوع بود،فقط جمال الدین گلپایگانی بودوبس،اوهم وقتی به نماز می آمدعبا برسرمیکشیدوازعارف بودن اوکسی خبرنداشت وگرنه اوراازنجف بیرون میکردند.بعضی از کتابفروشها که خرید و فروش کتب فلسفه را به نظر برخی مراجع حرام میدانستند کتابِ اسفارملاصدرا رابا انبر برمیداشتند تا دستشان نجس نشود! خدامیدانددرمدت اقامت درنجف،مورداصابت چه تهمتها بودیم و تحمل چه مشکلاتی نمودیم و باچه مرارتها و تلخیهای حقیقی روبرو بودیم.امید میرفت بعدانقلاب درحوزه برای تدریس اخلاقِ عملی ومعارفِ شهودی تاسیساتی نوین برپاشود آنهم نشد! بعدانقلاب، حقیر کتاب لب الباب درسیروسلوک رانوشتم(باموضوع عرفان وسیروسلوک). روزی ازحوزه آمدندوگفتندشما۲کتاب دیگربنویسیدیکی مختصرترازلب اللباب ویکی مشروحتروعمیقتر،تابرای طلاب تدریس شود، گفتم منعی نیست ولی خواندن این کتابهاتااندازه ای مفیداست ن بتمام معنا؛ آنچه جان حوزه هارا زنده میکندوروح اسلام رازنده مینمایدتدریس حکمتِ عملی وتربیت طلاب به عرفان شهودی است ک بنیاداولیه نفوس راتغییر میدهد وآنان رابه طهارت واقعی وحقیقی میکشاندواگرحوزه اینطورشود حاکمانی تربیت میشوندکه مثل دستپروردگان حقیقی رسول و حواریینِ امیرالمومنین علیهم السلام میشوندوقادرندباطهارت ونفس زکیه تاثیر بسیارعمیق درمردم کشورودنیا بگذارندوبه اسلام واقعی سوق دهند.پس ازمدتی جواب آمد که اخلاق وعرفان عملی مرز ندارد ک دسته بندی و تدریس شود!امااین جواب کامل نیس زیراهمانطورکه فقه و اصول و عربی مرزدارد،عرفانِ عملی واخلاقِ شهودی هم مرزداردوبایددنبال اهل خبره ش رفت وبدین بهانه حوزه راازین علوم خطیره ک حکم اساس وبنیان را دارندتهی وخالی نگذاشت.باذکراین مطالب علت اختفای علامه طباطباییهاووگلپایگانیهامشهودمیشودحتی بعدِانقلاب...(بخشی از کتاب روح مجرد اثرعلامه طهرانی رحمه الله)
از ده سالگی نشستم پشت فرمون البته با بابام ، وقتی پونزده سالم بود ماشین برداشتم نزدیک بود از رو چند نفر رد کنم تو خیابون بخاطر سبقت تو خیابون دوطرفه و البته تو لاین مخالف اونموقع استرسم زیر خط فقر بود 🦦😂
ولی الان یکم بیشتر احتیاط میکنم هنوزم گواهینامه ندارم همچنان