2777
2789

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

این قـلب تـرک خـوردهی من بند به مو بود

مـن عـاشـق او بـودم و او عـاشـق او بـود ...

دلا خو کن به تنهایی که این حال تو می ارزد به تن هایی که سرهاشان فقط فکر هوس دارد

من بلد نیستم از عشق پشیمان بشوم
پای تو مانده ام آنقدر که ویران بشوم

منم و شهر حسودان ، منم و این همه بغض
بغلم کن که در آغوش تو پنهان بشوم

ابرم و بر تن تنهایی خود می بارم
دوست دارم که بر اندام تو باران بشوم

باش و بی رحم تر از ارتش نازی ها باش
تا در اشغال تو یک عمر لهستان بشوم

من دیوانه به امید تو عاشق شده ام
تو بلد باش مرا تا کمی آسان بشوم

من خودم را بلدم، غیر جنون راهی نیست!
کمکم کن که در آغوش تو درمان بشوم

عهد بستم که کنار تو به پایان برسم
من بلد نیستم از عشق پشیمان بشوم

.من بلد نیستم از عشق پشیمان بشوم
پای تو مانده ام آنقدر که ویران بشوم

منم و شهر حسودان ، منم و این همه بغض
بغلم کن که در آغوش تو پنهان بشوم

ابرم و بر تن تنهایی خود می بارم
دوست دارم که بر اندام تو باران بشوم

باش و بی رحم تر از ارتش نازی ها باش
تا در اشغال تو یک عمر لهستان بشوم

من دیوانه به امید تو عاشق شده ام
تو بلد باش مرا تا کمی آسان بشوم

من خودم را بلدم، غیر جنون راهی نیست!
کمکم کن که در آغوش تو درمان بشوم

عهد بستم که کنار تو به پایان برسم
من بلد نیستم از عشق پشیمان بشوم

چشم بد دور ک دیوانه ی لبخند توام،تو مرا در دل صدحادثه میخندانی🫀

سرسبز دل از شاخه بریدم ، تو چه کردی ؟

افتادم و بر خاک رسیدم ، تو چه کردی ؟

من شور و شر موجو تو سرسختی ساحل

روزی که به سوی تو دویدم ، تو چه کردی ؟

هر کس به تو از شوق فرستاد پیامی

من قاصد خود بودمو دیدم تو چه کردی ؟

مغرور ولی دست به دامان رقیبان

رسوا شدمو طعنه شنیدم ، تو چه کردی ؟

تنهاییو رسوایی ، بی مهریو آزار

ایعشق ببین من چه کشیدم ، تو چه کردی ؟


چشم بد دور ک دیوانه ی لبخند توام،تو مرا در دل صدحادثه میخندانی🫀

می شود روی دلت ، سنجاق بـاشم تا ابد؟

من برای عاشقی ، هم ساده ام هم نابلد


نیمی از این راه را ، آیا نشـانم می دهی؟

شاید این سختی برای هر دومان آسان شود


باورش با تو ولی دل ، تا نگاهت می کنم !

دست و پا گم کرده قدری نامنظم می زند


در سرت راهی اگر داری ، بگوشم مهـربان

قبل از اینکه دلبری دیگر کند ، راهِ تـو سد


در خیابـان ، جـای ابراز علاقه باب نیست

چشم این و آن به ولله ، می کند ما را رصد


با دو دستت پس نزن دل را نگاهت واضح است

عشق دارد در خودش ! بگذر تو از این جزر ومد


من نمیدانم صدایم ؟! ، حرف هایم ! ، لکنتم !

با تب و مِن مِن کنان آیا به گوشت می رسد


سر به زیـر و سـاکتی ، امـا بیابـان زاده ای

چشم هـایت ، بره آهــوی دلم را می درد


باز کن لب هـای ، لبریـز از تمنایت بگـو ؛

حرف دل گاهی سکوتش هم به آتش میکشد


گشت ارشــاد آمده ، لطفـا جــوابم را بـده

تـا نسـازند از نخــورده آش ، فیلم مستند


وقت چندانی نـداری ، گیر اگـر افتادی ام !

یک وثیقه ، قلب خود را می دهم جای سند


لعنتی ایـن پا و آن پا کـردنت ، شد دردسر !

امرِ معروف هر دوی مـا را به زندان می برد


صبر کن! انگار گفتی ، می شوم همپـای تو ؟

آری آری ، روی خط خنـده ات افتــاده رد


سخت میگیری ولی با یک اشـاره هم قبول

می شود روی دلت ، سنجاق باشم تا ابـد ؟



چشم بد دور ک دیوانه ی لبخند توام،تو مرا در دل صدحادثه میخندانی🫀

تو قلهی خیالی و تسخیر تو محال

بخت منی که خوابی و تعبیر تو محال

ای همچو شعر حافظ و تفسیر مثنوی

شرح تو غیرممکن و تفسیر تو محال

عنقای بینشانی و سیمرغ کوه قاف

تفسیر رمز و راز اساطیر تو محال

بیچارهی دچار تورا چاره جز تو چیست؟

چون مرگ ناگزیری و تدبیر تو محال

ای عشق، ای سرشت من، ای سرنوشت من

تقدیر من غم تو و تغییر تو محال...

سخن بی تو مگر جای شنیدن دارد؟ نفس بیتو مگر نای دمیدن دارد علت کوری یعقوب نبی معلوم است شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد...

.

من همـانم ڪه نفس های تو را می بوسم

تـو همـانی ڪه مـرا بـر نفست بند ڪنی


من همانم ڪه رگ وجان ودلم درگیر است

تو همانی ڪه مرا جلوه ے لبخند ڪنی


من همانم ڪه بہ یڪـ بوسہ تـو رام شوم

تـو همانی ڪه مــرا مَحَـرم اســـرار ڪنی


من همـانم ڪه مـدام در بـَرِ تو نـاز ڪنم

تو همانی ڪه شـفا بخشی بیــمار ڪنی


من همانم ڪه تو را درحرم شعربہ رویا ببرم

توهمانی ڪه مرا درقفس دل غل وزنجیر ڪنی


من همانم ڪه تــو را شعر ڪنم واژه ڪنم

تــو همانی ڪه مـــرا خـالـق اشـعار ڪنی


چشم بد دور ک دیوانه ی لبخند توام،تو مرا در دل صدحادثه میخندانی🫀

تـا شمیـمِ نفست را ، نفـسی تـازه زدم

عشق را بـا طپـشِ قلبِ تـو، اندازه زدم


نـاگهـان آمـدی از عطـرِ تنـت لـرزیدم

مثـلِ یک زلـزلـه ای لرزه به شیرازه زدم


طرحِ اندامِ تـورا دیدم و همچون پَـرگار

چرخشی را متـوالی بـه همین بازه زدم


تا به آغوشِ تو یک لحظه رسیدم، گویی

پـرچـمِ فتـحِ خـودم را، سـرِ دروازه زدم


دستِ معمارِ اَزل در بدنت مشهود است

شرمسارم که چرادست به این سازه زدم


عشقِ تو معجزه ای بود، که من عشقم را

گِره ای سخت بـه این عشقِ پُرآوازه زدم


چند صباحیست که ازعشقِ تو سرگردانم

عفو کن! حرفِ دلم را بـه تو من تازه زدم



چشم بد دور ک دیوانه ی لبخند توام،تو مرا در دل صدحادثه میخندانی🫀

هم باغزل هم بی غزل من شعر می خوانم تورا ....
هم با زبان هم بی زبان گویم که می خواهم تورا ....
برچشم من بنگر که من عاشق شدم بر روی تو ...
تا کی بمانم منتظر بر آستان کوی تو ....
ابرو مکن کج با دلم، میل دلم با روی توست ....
دست خیال انگیز من پیوسته در گیسوی توست ...
نقش ونگار زندگی از بود تو رنگین شده .....
جانا مرو بی عشق تو هرلحظه دل غمگین شده ....
من می نشینم منتظر از دور تا پیدا شوی ....
شاید توهم مانند من یک لحظه ای شیدا شوی

چشم بد دور ک دیوانه ی لبخند توام،تو مرا در دل صدحادثه میخندانی🫀

.



تمام زندڪَانی را به پای عشق تو ریزم

توانم نیست از عشق تو یک لحظه بپرهیزم


شنیدم یڪ نگاهت راه صد صنعان تواند زد

به جولانڪَاه چشمانت بمانم ؟ یا ڪه بگریزم


مرا هرڪَز مترسان از نڪَاه و چشم زیبایت

من آن شیرم ڪه با آهوی چشمانت ڪَلاویزم


چنان من عاشقت هستمچنانت دوست میدارم

به عشقت تن به تن با صد رقیب خود درآویزم


اڪَر در قلب تو جایی نباشد از برای من

برایمبسڪهچون اشکی زچشمانتوسرریزم



چشم بد دور ک دیوانه ی لبخند توام،تو مرا در دل صدحادثه میخندانی🫀

نامهی فروغ فرخزاد به محبوبش



تصميم گرفتهام شما را فراموش کنم

و مطمئن باشيد فراموش خواهم کرد.

به عقيده و فکر شما بیاندازه اهميت میدادم

ولی بیثباتی آن بر من ثابت شد. دنيا خيلی بزرگ است.

من اگر شما را که صورت آرزوها و اميال باطنم بوديد

از دست دادهام، مسلما در اين دنيای بزرگ

کسی را پيدا خواهم کرد که به عواطف و احساساتم

بیاعتنا نباشد و قدر مرا بداند؛

و به علاوه اگر من شما را از دست دادهام،

شما هم در عوض دلی را از دست دادهايد که

تپشهای عاشقانه آن را

در هيچ جای ديگر نخواهيد يافت.

چشم بد دور ک دیوانه ی لبخند توام،تو مرا در دل صدحادثه میخندانی🫀

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792