بیخبر از این جهان ، دیوانه بودن بهتر است
هر مکان و هر زمان ، دیوانه بودن بهتر است
آسمان عشق را با ریسمان بر هم بباف
در زمین و آسمان ، دیوانه بودن بهتر است
خواب و بیداری به هذیان بگذرد کم خوب نیست
ای دلم تنها بمان دیوانه بودن بهتر است
سرکشی کن ، در خودت پرواز کن ، جیغی بکش
بی غم و نام و نشان ، دیوانه بودن بهتر است
سنگها را دِق بده آیین آیینه تویی
شیوه ی لامذهبان دیوانه بودن ، بهتر است
خلق را بگذار باشد با همه خوشباوری
سوی من انگشتشان ، دیوانه بودن بهتر است
سر به تاکستان بزن، تصنیف مستی را بساز
با جرینگ استکان...دیوانه بودن بهتر است
چارمضرابی بزن دنیا بچرخان بر سرت
از نوا تا اصفهان ، دیوانه بودن بهتر است
در خودت شعری بریز از جنس شهر آشوب ها
لهجه ی دلکش بخوان ، دیوانه بودن بهتر است
گوشه ی دشتی برو وَهم اش شقایق را بَرَد
تا فراز دیلمان ، دیوانه بودن بهتر است
هوشیاری در کنار شیخ ها را بیخیال
باشجریان و بنان ، دیوانه بودن بهتر است
هر کسی آمد بگو کارم کشیده تا جنون
بگذر ای نامهربان ، دیوانه بودن بهتر است
ای دل ای سرکش دمت گرم و روانت شاد باد
آفرین دیوانه جان ، دیوانه بودن بهتر است