یه چیزی میگیا عزیزدلم من مادرم نمیدونی چه شکلی اونقدر خواهر دومم رو اذیت کرد ومحدودیت درست کرد آخرش بانامزدش فرار کردبا واسطه عموها ودایی به زور تو خونه راه داد مادرم خیلی....
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
من ۱۹ ساله هستم آخه من موندن تو خونه شون رو نمیخوام چون تو محیط ما زیاد رایج نیس مثلا الان چهارشنبه میخواد بیاد ازتهران اجازه بده حداقل سه الی چهارساعت مابریم کوهی باغی ولی حیف که هرجا برم میگه زود برگردیاااا توتهرانم ما مهموک بودیم دیگه خونه خودشون نبود که اجازه نداد