یه پیر مرد دوتا پسر داره پیرمرده از اول زندگیش هرز پریده و دنبال زن بوده زن اولش میمیره و زن دوم میگیره ولی چون مدام شکاکه زن دوم رو میکشه و توی حیاط خونه دفن میکنه بعدم به پسراش میگه با یه مرد دیگه فرار کرده حالا سالها از این ماجرا میگذره یه دختر وارد زندگی این سه مرد میشه پیرمرده خونه طبقه بالا رو به دختره اجاره میده با رهن و اجاره کم چون خوشش اومده و میخاد با اینم رابطه برقرار کنه ولی دختره ازپسر بزرگش یعنی حامد بهداد خوشش میاد سر همین پیر مرد لج میفته با پسرش چون میدونه دختره پول لازمه و کسی رو نداره یه میلیارد به دختره میده میگه شب منو خونت راه بده تا این دو پسر فکر کنن با منی و پسره فکر کنه باخته بعدم دختره اول پول رو قبول میکنه ولی بعد چون پسره رو دوست داره میبره پول رو به پیرمرده پس بده ولی پیرمرده تو ماشین دختره رو میزنه و میبره یه جا بهش تجاوز میکنه و بعدم میکشه ومیاره تو حیاط خونه دفن میکنه بعدم دوتا پسر تو خونه حبس میکنن پیرمرد رو توخونه رو بهش مواد نمیدن تا بالاخره اعتراف میکنه دختره رو کشته بعدم درگیر میشن باهام پسر کوچیکه رو خفه میکنه و در آخر همشون میمیرن پیرمرد رو پسر بزرگه با چاقو میزنه