2821
2789
عنوان

ترس تنهایی

34 بازدید | 1 پست

تنهایی حوصلم سر میره ... اینقد به سقف اتاق نگاه میکنم که شروع به حرکت میکنه

دوست دارم بهم سِرم قهوه وصل بود اره به جای خون توی رگ هام قهوه بود اینجوری خوبه

بعضی وقتا فکر میکنم اگر که به موفقیت های مالی رسیدم آیا از مستقل شدن خوشم میاد یا نه

میتونم تنها زندگی کنم ؟

پولام و تنها خرج کنم و تنهایی تفریح کنم ؟ خب خوش میگذره ؟

مامان و بابام یه روزی دیگه پیشم نبستن یا سنشون بالا میره اون روز من میتونم روی پای خودم وایسم؟

احتمالا تو ذهنتون ازدواج باشه ... بهش فکر میکنما ولی ...مردا... خب جامعه به شدت ترسناک شده و اعتمادی ندارم ، یه جور حس میکنم حتی اگر کسی که دوستش دارم کنارم باشه همیشه باید بترسم از دستش بدم یا به گذشتش که فکر میکنم سوال برام پیش میاد و میترسم خیلی تجربه ها رو قبل من پیدا کرده باشه ... /:

حداقل این روزا خوبه که ارتباطم با خدا بهتر شده حس آرامش بهتری دارم (:

ولی یه جایی توی دلم ته ته دلم یه احساس ترس از تنهایی هست

میترسم همیشه بمونه .

شایدم به خاطر سنمه ( ۱۸ ) نمیدونم

2790
2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز