چندماه پیش یه خاستگاری واسم اومد
گفتم نه
تا الان هی چندبار گفته گفتم نه
ازش بدم میومد حالمو بهم میزد
یه مدت کوتاهی بهش فرصت دادم ولی دیدم دارم اذیت میشم دیگه ادامه ندادم و جواب رد دادم
ولی مگه اون ول میکرد آویزون خانوادم شده
خانوادم هم کلا منو گذاشتن کنار بخاطر اون حاضر شدن نفرینم کنن چقدر بهم بی احترامی کردن رفتارهایی باهام کردن که تا الان ازشون ندیده بودم
هرجا میرم هست
دیگه حس میکنم اسم کارش مزاحمته حتی میاد پیش خانوادم گریه میکنه
از اون روزی که خاستگاری کرده تا الان یه روز خوش نداشتیم همش دعوا
هر روز و شبم شده گریه از دست کاراشون
تمام زندگیمو خانوادم کنسل کردن و تحت فشارم گذاشتن واقعا دیگه بریدم خیلی بده آدم مجبور بشه با کسی که نمیخواد ازدواج کنه
لطفا اگر راهکاری دارین کمکم کنید
یا اگر ذکری یا دعایی دارین که میدونین خوبه بهم بگین از این شرایط بیام بیرون ممنون