بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
آخرش که داود اعتراف میکنه و رها زل میزنه تو چشاش و میگه خوشحالم چنین تصمیمی گرفتی!نمیدونم دلیل کار ه ...
فکر کنم گفت تو خودت تصمیم گرفتی بری بدون من یا با من و ثابت قدمی و نیازی به من نداری
و گفت خوزستان که بدون من میتونی انتخاب کنی
درواقع رفتن و ازدواج با داوود رو رد کرد و جواب منفی داد
https://uupload.ir/view/دسر_فوری_۵_دقیقه_ای_با_بیسگوییت_و_شیر_tolj.mp4/،،،،،،،،تایپ رو حالت خودکاره اشتباهات تایپی خیلی زیاده و نادیده بگیرین،،،،،،،،،،https://uupload.ir/view/4_دسر_بدون_شیر_9m9y.mp4/
راستی اونجایی که درباره اون پدره گفت که بچش رو کشته بود
و داوود از رها پرسید نخواستی کمکش کنی یا نتونستی؟
رها گفت نخواستم یا گفت خواستم؟
https://uupload.ir/view/دسر_فوری_۵_دقیقه_ای_با_بیسگوییت_و_شیر_tolj.mp4/،،،،،،،،تایپ رو حالت خودکاره اشتباهات تایپی خیلی زیاده و نادیده بگیرین،،،،،،،،،،https://uupload.ir/view/4_دسر_بدون_شیر_9m9y.mp4/