2777
2789
عنوان

‌ 💞 هوالحبیب

423 بازدید | 47 پست

💞 هوالحبیب


بر سرِ سجاده مٖی افتاد چشمم تا به مِـی

شیشهی مِی با دهانِ باز می پرسید: کِی؟


کاش از اول بر در میـخانه میخواندم نماز

حیف از آن عمری که شد در گوشهٔ محراب طِـی


نالهٔ جانسوز من بود آنچه او فریاد زَد

آه من بود آنچه عُمری زیر لب میخواند نِی


کاش با ساقی حسابم پاک میشد، سال هاست

او به من جامی بدهکار است و من جانی به وِی


من خطایی کمتر از بخشایشت دارم، ببخش

ای رفیق! ای رازدار! ای حاکم! ای بخشنده! اِی...!


#فاضل_نظری


🌱


واقعا یه شاهکار....

«حیف از آن عمری که شد در گوشه ی محراب طی...»

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

نمیدونم منظور از می خانه چیه؟منظور اینه که کاش عمل میکردیم بجای اینکه فقط بشینیم سر سجاده؟

افرین.

بنظر من این شعر داره درباره ی یه تضاد عمیق صحبت میکنه، از یه مسیر اشتباه، از کسی که عمرش رو در ظاهر با نماز و محراب جلو برده، ولی غافل از اینکه آرامش تنها با محراب و اعمال ظاهری نیست، بله حقیقتِ وصل و آرامش رو در میخانه و عاشقی و عشق ورزیدن باید پیدا میکرده.

تعبیر می و میخانه هم واسه اینه که، کسی که می میخوره، به نوعی خالص میشه و از ناخالصی دور میشه، خودش می مونه و عشقش، بدون ریا، بدون دغل بازی، بدون ....

میشه بازم بذارید؟


برای آرزوهای محال خویش می گریم
اگر اشکی نمانَد، در خیال خویش می گریم

شبِ دل کندنت می پرسم آیا باز میگردی؟
جوابت هر چه باشد، بر سوال خویش می گریم

نمی دانم چرا؛ اما به قدری دوستت دارم
که از بیچارگی گاهی به حال خویش می گریم

اگر جنگیده بودم، دستِ کم حسرت نمی خوردم
ولی من بر شکست بی جدال خویش می گریم

به گردم حلقه می بندند یاران و نمی دانند
که من چون شمع هرشب بر زوال خویش می گریم

نمی گریم برای عمر از کف رفتهام، اما
به حال آرزوهای محال خویش می گریم


#فاضل_نظری


این هم بسیار زیباست.🙏🏻🌱

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108