مادر شوهر مامانم خیلی مامانمو اذیت میکرد، مامانم سال هشتاد خونه خرید با حقوق خیاطی، بابام ماهیانه ۶۰ هزار تومان قسط میداد، مادربزرگم میگفت که پسر من قسط خونه تورو میده این خونه مال پسرمه، پسرم نون آور شده شماها اینجا میخوابید. هنوزم هنوزه بابام خونه نداره ..مامانم خریده.
یه سری هم مادربزرگم خونه رو با قاشق چال انداخته بود و بابام گفته بود که تقصیر مهساعه( منو میگفت) مامانم گفت مهسا فقط ۳ سالشه چطوری اون بالا رو چال انداخته..همشم از بابام پول میگرفت و یادش میداد