منم مثل تو بودم
و هستم هنوز یکم
همین چند وقت پیش داشتم فکر میکردم که چرا واقعا نمیمیرم
من کلا بیست سالمه ، از ده سالگیم به اینور استارت مشکلاتم رقم خورد
از همون ده سالگیم به جای بزرگ شدن ، حس میکردم دارم پیر میشم ...
از خونه و خونواده شروع شد (انقدر مشکلاتم فانتزی و دور از ذهن بود که حتی فکرشم نمیتونی بکنی چی بهم گذشت )
تا مدرسه و یه سری موضوعات دیگه که برای کمتر دختری پیش میاد ...
تا اینکه به خودم اومدم دیدم کاش مشکلاتم فقط همینا بود
انگار آسمون سوراخ شده بود و فقط بدبختیا رو من میبارید
جوری که من حتی خجالت میکشیدم درد دل کنم پیش کسی حتی مامانم ...
من هم نذر کردم(چه جاهایی که نرفتم برای نذری ، چه هزینه ها که نکردممم ، چه تعامل هایی که با آدم های عوضی و پَست نداشتم ، چه رویی که نزدم و چه دری نبود که نکوبیده باشم )
شاید تو هم مثل من تو مترو و تاکسی و خیابون گریه کرده باشی
شاید شام غریبان و محرم و ماه رمضون خدا رو التماس کنی
و خیلی اتفاقی مشترک که هممون موقع ی بدبختی و سختی انجام میدیم :)
ولی باور کن همشون تموم میشه
ناراحت نباش به اون چیزی که از دست دادی ، مطمئن باش خدا از تو و حتی مادرت ، دلش بیشتر برات به رحم میاد و محبتش به تو وصف نشدنیه ...
راستش من هیچوقت فکرشو نمیکردم زنده بمونم با این مشکلات
و الان تقریبا ده سال گذشت و زندم :)
با اون همه مشکلاتی که داشتم ، فکر میکنی چی شد ؟!
بازم برام مشکلات جدید تر به وجود اومد
و من احساس کردم خدا کسایی که بیشتر صبر میکنن رو بیشتر آزمایش میکنه
و وقتی بعضی ها رو زیاد ازمایش میکنه ، ینی اونها رو دوست داره ...
من خودمو وفق دادم
کنار اومدم و به سلیقه ی خدا احترام گذاشتم ...
و همیشه هم برد کردم
خیلی وقتا ممکنه حس کنی به خواسته هات نمیرسی ، ولی همون هم برات برد به حساب میاد و تو نمیدونی و خدا چون آگاه تر و با محبت تر از توعه ، تو رو منع میکنه ...
مثل مادری که بچش رو از دست زدن به آتیش محروم میکنه ، بچه عقل ناقصه ،نمیفهمه چرا و از مادرش دلخور میشه ، ولی خودمون میدونیم وقتی یه چیزی ظاهرش فریبنده ست ، دلیل نمیشه تا انتها زندگی رو به کاممون شیرین کنه ...
سختی ها نا خالصی ها رو از ما میگیرن و ما رو قوی میکنن
هر چند تجربه های سختی در پیش داریم ، هر چند چیزای وحشتناکی رو پشت سر گذاشتیم ، ولی هیچوقت خالی از لطف نمیمونه این سختی ها
و حتما حتمااااا جبران میشه
تو قرار نیست بدونی چه زمانی درست میشه ، فقط باید صبور باشی
و بدونی خدا گفته بیشتر از توان هر کشی بهش تکلیف نمیده و ما توی این دنیا قرار نیست به کمال و ارامش برسیم ، اینجا دقیقا محل خاری و سختی کشیدنه ...
اما قرار نیست نابود و افسرده بشی ، این سختی ها حد داره
و مطمئنا اگر به خدا ایمان داشته باشی و بدونی و به خودت این باور رو بدی که برات جبران میکنه
مطمئن باش این کارو میکنه ...
پر چگونگی کردم که شاید آروم شی
نمیدونم شاید حرفام بیشتر عصبیت کنه (چون واقعیته ولی ممکنه به خاطر ناراحتیت ، نپذیزیش)
اما امید داشته باش به خدا
کسی که تو رو خلق کرده ، تو رو بهتر از خودت میفهمه ، کنارته ، مراقبته ، بهترین ها رو برات میخواد و هیچوقت قرار نیست تنهات بزاره ...
اون دوشا دوش تو کنارته ، توی سختی ها
و میبینه و میشنوه و حست رو درک میکنه
و حتما برات جبران میکنه
فقط صبور باش
و امیدوار :)🌱