همین تازه یادم افتاد بابام و عمم و ی نفر دیگه چه کارایی باهام کردن با زندگیم با بچگیم که انقدر گریه میکردم تو سن کم که نفسم بالا نمی اومد هق هق میزدم پنیک میشدم واقعا که اگه نفس نمیکشدیم آب بهم نمیرسید سکته میکردم حتما بارها اینطوری شدم و نمیدونم چرا هیچیشون نشد نمیبخشم امیدوارم جواب تک تک شو پس بدن هیچوقت حلالشون نمیکنم