من چندماهی کارکردم تو یه مجموعه
هم خودم متوجه شدم هم اطرافیان هم خود کارفرمام بهم گفت حرف هایی از بچهها شنیدم که گفتن من ازت خوشم میاد و فلان(که من هم بهش گفتم نگران نباشید من الطافتون رو قاطی این چیزانمیکنم و میدونم نیتی پشتش نیست و از مهربونیتونه)گفت نمیدونم فکر میکردم توهم شایداینجور فکرمیکنی و اینا کلی صحبت کردم و گفتم نه اینجور نیست
اینم بگم ۸ ۹سال ازم بزرگتر هست
من بخاطر یسری مشکلات مجبور شدم حقوقم رو زودتر بگیرم واون هم باهام همه جوره راه اومد ولی سفته هم دادم در قبالشون هرچند میدونستم کاریم نمیکنه باهاشون و نکرد
تو اون مدت هم کلا خیلی متفاوت ازبقیه باهام رفتار میکرد یا نگاهم میکرد که خودمم یچیزایی متوجه میشدم ولی پیگیر نمیشدم چون به چشم.یچیز دیگه نمیتونستم نگاش کنم
حتی یبار ازصبح مونده بودم توی مجموعه ازخونه برام غذا اورد برد گرم کرد اورد کنارم گذاشت
خیلی خدایی هوامو داشت من هم به حساب خوبیش گذاشته بودم
ولی مدتیه خیلی بداخلاق شده و عمدا یجوری رفتارمیکنه که مثل قبل نباشه
بامن هیچوقت بد رفتارنمیکرد ولی جدیدا میکنه
من هم سعی میکنم کمتر باهاش حرف بزنم که بحثی پیش نیاد ولی خودش یه گیری پیدامیکنه گیرمیده
دوستم میگه عمدا میخواد بهت بفهمونه که از سرویسایی ک بهت داده انتظار هایی هم متقابلا داره و اینکه توکاری نمیکنی یا نخی نمیدی دیگه به اخرش رسوندنش
نظر شما چیه بنظر شماهم نگاهش جنسی بوده و سر چیزی کارارو برام کرده؟اینم بگم چند بارم بین پیاماش گفته بود خوشگلی یا چشات خوشگله و تیکه طور و با شوخی گفته بود که من میگفتم نظرلطفتونه تا بی احترامی ای نکرده باشم
نمیدونم چیکارکنم خیلی حس بدیه عذاب وجدان هم دارم اگه بخاطر من اینطوز شده باشه چون واقعاازاین رو به اون رو شده طوری ک توی این۷ماه تاحالا اینطور ندیده بودیمش و همه تعجب میکنن ازاین تغییر رفتار یهوییش