من متولد ۶۷ هستم عزیزمما نسل سوخته بودیمکنکور سخت. ظرفیت دانشگاه کم. امکانات کم. کار پیدا کردن سخت. ...
منم دهه هفتادی ام.. اما عزیزم فقط شما نسل سوخته نیستین اکثر نسل ها تو ایران به نحوی نسل سوخته محسوب میشن هر نسلی سختی های خودشو داشت مثلا دهه هشتادی ها هم کم اتفاقات عجیب و غریب و تلخ ندیدن ..این چیزهایی که شما میفرمایید هم تفاوت بین نسل هاست..البته که من خودمم واقعا جو امروز جامعه رو دوست ندارم و به نظرم واقعا جامعه خیلی خراب شده که خب این عوامل زیادی داره و کلا فارغ از بحث نسل .انسان امروزی دچار بی معنایی شده و متاسفانه ارزشهای اخلاقی شاید نسبت به گذشته کمرنگ تر شده و کلا میتونم بگم که دنیا به سمت بدی کشیده شده
بچه های خودم از این نسل هستن خدا را شکر خیلی هم خوشبختن شما دهه شصت بودین چه میکردین ما وسط جنگ و بدبختی و کمبود بزرگ شدیم کله سحر ت سرمای زمستان باید میرفتیم صف نفت یا شیر یادمه یه بار پاهام بی حس شده بوده از سرما الان بچه خودم سرویس میاد دنبالش ناز میکنه بره پایین با آسانسور
ماها جور پدر مادرو میکشیدیم بعد جور نسل بعدم میکشیدیم ،وقتی مجرد بودیم کل مسوولیت خونه رو دوشمون بود ،درسخون بودیم،حتی بچه های کوچکتر از خودمونو نگه میداشتیم ،خیلی از دهه شصتیا خودشون حتی خرج جهیزیه ی خودشونو میدادن ،کمک به پدر مادر میکردن ،قوی بودیم خداییش.بچه های الان که فقط ادعا دارن وگرنه از پدر مادرشون پشتشون نباشن و هواشونو دو روز نداشته باشن شاید از گشنگی غش کنن
بچه های خودم از این نسل هستن خدا را شکر خیلی هم خوشبختن شما دهه شصت بودین چه میکردین ما وسط جنگ و بد ...
شوخی میکنی دیگه من هروز با۶کیلو کیف پا میشم میرم کتابخونه انقدر سر ثبتنام کنکور و جلسه و کوفت و زهرمار دویدم اخر سر امتحانای خرداد سکته قلبی زدم شما مقایسه میکنید ولی مشکل اصلی اینه انتظار ها هم فرق کرده شما این در نظر نمی گیرید
از غم ناگفته در جوانی صدسالم شده گرچه خنده به لب دارم غصه ام بی انتهاست