میرم چتای اولشو میخونم کلی قربون صدقم میرفت چقد میگفت دوست دارم میخام یه دختر شبیه خودت داشته باشیم
نمیتونم از دستت بدم بری میمیرم💔 من چجوری این همه باورش کردم
یهو ازم سرد شد تو مدت کم
تا اونروز همش پیوی من بود بامن حرف میزد
الان انلاین بودنشو میبینم ولی نمیتونم باهاش حرف بزنم
اون کوچه ای که چندماه پیش باهم اشنا شدیم رو میرم میشینم اونجا همش گریه میکنم یادم میاد چجوری بهم لبخند میزد نگاهاش
الان دیگه حتا جواب پیامامم نمیده
مگه میشه ادم دخترش و تنها بزاره مگه نمیگفتی من تنها پناهتم الان ازش فقط ی چت های عاشقونش مونده میخونم بغضم میگیره چطور اینقد عوض شدی 💔