تو پست بالایی اشتباهی نوشته شدمیخواستم بنویسم آنقدر گفتن ، نوشته شد آنقدر گفتم .من نگفتم یعنی اصلا فامیل شوهرن و من وقتی دیدم که پسره ۱۰ سالش بود .
آنقدر دیگران گفتن 😓 که زن گرفت و پسره شد ۱۴ سال، مادر دومی آنقدر قاطی کرد که بردن بهزیستی ،پسره بزرگ شد و عقد کرد ،تو همون دوره عقد تو یه سانحه ضربه مغزی شد و حرکت خودشو از گردن به پایین از دست داد .زن اولی که پسره رو مثل پسر خودش دوست داشت از ناراحتی خودکشی کرد .مادر دومی هم یکسال بعد تو همون بهزیستی فوت کرد .
الان پدره مونده و یه پسر از گردن به پایین فلج 😢
شوهرم میگه اشتباه کرد زن دوم گرفت .آنقدر عاشق هم بودن که احتیاجی به بچه نبود از بعد ازدواج دوم اینا روی خوش ندیدن چه زن دوم که بالاخره همه جوره مایه عذاب شد چه بعدش تا خواستن خوشی ببینن پسره اینطوری شد .