2777
2789
عنوان

خیلی عصبانیم ://

| مشاهده متن کامل بحث + 478 بازدید | 65 پست

عزیزم حتما اولش کوزت بازی دراوردی مثل من😒الانم شده وظیفت تا مهمونی مراسمی باشه به دخترا و جاریا نمیگن که!!!میگن سریر هست !منم از سرکار میرفتم بعدش گفتم بی خیاااال بابا اولش سخته ولی دیر برو الان به شوهرت بگو عرق کردم بو میدم برم دوش بگیرم بعد میرم بعدش وقتی حسابی به خودت رسیدی برو اصلنم عجله نکن سعی کن به روی شوهرتم نیاری که نمیخای بری بذار فک کنه میخای بری چون حساس میشه😀

تجربه شخصی😊

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

جاریم خیلی زرنگه هر دفعه مهمونی چیزی خونه مادر شوهرم باشه   به مادر شوهرم میگه مامان اگر کار داشتی زنگ بزن من بیام  !!!

خب این حرفه آخه  ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟اگر کار داشتی . خب کار داره دیگه

دمت گرررررم که جنگ کردی 

جاری منم از اول که نامزد یا عقد بود و بعد که عروسی کرد و الانم که بارداره 

دست ب سیاه و سفید نزده 

فقط هزار قلم آرایش میکنه 😒😒😒😒🤢

هیچ اگر سایه پذیرد، ما همان سایه هیچیم...  
منم گفتم ببخشید من نوکر خاندان تو نیستم اشتباه گرفتی 

تنها راهش اینه خودتو بزنی ب مریضی 

❤❤دختر عزیزم میدانم گفتنش کفر است اما تو  این روز ها خدایی میکنی در سرزمینم ❤❤😍😍😍😍
دمت گرررررم که جنگ کردی  جاری منم از اول که نامزد یا عقد بود و بعد که عروسی کرد و الانم که بار ...

آخه تبدیل به وظیفه  میشه گویا  . فقط دلم میخواد دیر برم پدر شوهرم بگه چرا  نیومدی کمک  !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

عزیزم سفت بشین سرجات کمک هم نرو

ببین گلم اگه خودت خواستی کمک کنی یه چیز دیگست 

ولی وقتی بهت میگن بیا کمک چون وظیفته نروووووو 

بزار هر چی هم خواستن بگن

تولد یکی دیگست شما بری کمک کنی خودش نیاد 

لابلای گل سرخ .. در میان کوچه سبز خیال .. شادیت حس قشنگیست .... که من میطلبم
عزیزم سفت بشین سرجات کمک هم نرو ببین گلم اگه خودت خواستی کمک کنی یه چیز دیگست  ولی وقتی بهت م ...

منم همینو میگم به همسرم . وظیفه من نیست  که  همه دارن به  من میگن  

همسرت هم سر فرصت یک توجیح درست و حسابی بکن

امروز قشنگ توجیح کردم  . گفتم دفعه آخری باشه به  من میگی  برو فلان  جا  کمک کن  . من  خودم عقل و شعور دارم هر جا احساس کنم باید برم کمک  میرم کمک میکنم 

واسه فوت پدر مادر شوهرم دختراش که یکیش مادر شوهرم باشه دست به هیچی نزدن ینی عذا دار بودن 

مراسمش هم از ترحیم گرفته تا چهلم خییییلی شلوغ بود و مدام باید پذیرایی میکردیم 


جاری من خودشو انداخت وسط که یعنی کارا رو درست کنه و انجام بده 

ولی هممممممه ی کارا رو من بدبخت انجام دادم از پذیرایی چای خرما تا سبزی پاک کردن سفره و..... 


اخرش همه رو به اسم خودش تموم کرد مادر شوهرمم به شوهرم گفته بود زنت هیچ کاری نکرد واسه مراسم منم بدم اومد از اون موقع هیچ کاری نکردم تو خونش تا بسوزن


هیچ اگر سایه پذیرد، ما همان سایه هیچیم...  
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز