واسه فوت پدر مادر شوهرم دختراش که یکیش مادر شوهرم باشه دست به هیچی نزدن ینی عذا دار بودن
مراسمش هم از ترحیم گرفته تا چهلم خییییلی شلوغ بود و مدام باید پذیرایی میکردیم
جاری من خودشو انداخت وسط که یعنی کارا رو درست کنه و انجام بده
ولی هممممممه ی کارا رو من بدبخت انجام دادم از پذیرایی چای خرما تا سبزی پاک کردن سفره و.....
اخرش همه رو به اسم خودش تموم کرد مادر شوهرمم به شوهرم گفته بود زنت هیچ کاری نکرد واسه مراسم منم بدم اومد از اون موقع هیچ کاری نکردم تو خونش تا بسوزن