من که دیگه کم آوردم از رفتاراشون
فضولی و دخالت
گفتن راز های زندگیم به دیگران
جدیدا هم یجوری شده اصلا شاید دو ساله نگفته بیاین خونه ما شام یا ناهار یا افطار
انتظار داره من اونجور که میرم خونه مامانم خونه اونم برم بی دعوت
اگه هم برم غذا درست حسابی نمیاره یا حاضری یا غذای مونده
خالم ازشون بعم میخوره