از بچگی همیشه اتاق من
اتاق مهمون بوده
هر وقت مهمون از شهرستان میومد خونه ما، تو اتاق من مستقر میشدن
خسته شدم از بس هر بار مهمون میاد من باید از اتاقم بیرون برم و در اختیار مهمون ها بذارم اتاق رو و آواره بشم تو خونه
حدود یکماه پیش برامون از شهرستان مهمون اومد از طرفی این سری امتحانا امتحانات دانشگاه هم بود و واقعا کلی کار و درس رو سرم ریخته بود و واقعا احتیاج داشتم تو اتاق خودم بمونم و درسم رو بخونم
تو خونه یک اتاقی داریم که بیشتر برای انباری استفاده میشه. (انباری نیستا، ما چون اتاق اضافه بود خرت و پرت گذاشتیم توش) به خانواده پیشنهاد دادم اون اتاق رو در اختیار مهمان ها بذاریم تا منم به درسم برسم. اول قبول کردن اما بعدش گفتن نه و اون اتاق در شان اونا نیست و اونا همیشه اتاق خودشون رو در اختیار ما میذارن و اتاق من دوباره بشه اتاق مهمان
من ناراحت شدم و کمی غرغر کردم به مامانم گفتم چرا اتاق خودتون رو نمیدید و من کار دارم الان و به اتاقم احتیاج دارم.
خلاصه اینا اومدن و خیلی هم بهشون رسیدگی کردیم و خوش گذشت و رفتند.
بعدش اینا که رفتن بابام ناراحت شده که این (من) چرا غرغر کرده و چمیدونم همیشه از من انتظار همکاری دارید و خودتون فلانید و....
در صورتی که این همه سال، این اتاق، اتاق مهمان بود و فقط این سری من درخواست کردم اتاقم رو برای مهمان ندم.
تا چند روز با من سرسنگین بود
خواستم باهاش حرف بزنم در این باره مامانم گفت فعلا هیچی نگو و عادی رفتار کن
خلاصه چند روز گذشت و من برگشتم خوابگاه
از طرفی وقتی من خونه نیستم بابام گاهی تو اتاق من میخوابه چون تخت من براش راحت تره
همون روز که داشتم برمیگشتم خوابگاه شوخی شوخی گفت من دیگه تو اتاقت نمیرم و در رو قفل میکنم
حالا از اون روز به بعد هروقت با هم حرف میزنیم هی تیکه میندازه که الان میتونم برم تو اتاقت؟ یا فلانی میخواد بیاد فقط بره اتاق تو و.....
واقعا دیگه خسته شدم
چیکار کنم؟
یعنی حق اظهار نظر هم ندارم؟؟؟