منو بابام ارتباطمون خیلی صمیمی بود ولی از وقتی که عقد کردم خیلی خیلی اذیت میکنه.همه چی گیر میده .نه میزاره شب پیش هم باشیم نه میزاره تا دیروقت پیش هم بمونیم تو همه چیز نظر میده تو همه چیز دخالت میکنه کلافم کرده.شوهرم به کسی پول قرض داده بود هب گیر داده به کی قرض داده چرا قرض داده الان میخواید خونه بگیرید چرا قرض داده.من تک دخترم ولی خیلی خیلی داره اذیت میکنه نمیزاره یه مسافرت یه روزه بریم.هر چی هم میگی بهش برمیخوره.انتظار داره هر چی میگه شوهرم همون ثانیه انجام بده.واقعا یه سرطان بزرگ شده برام.همسرم چیزی نمیگه اما من کلافه میشم
مامان منم همین کارو کرد، یه هفته ب عقد منو برد گواهی بگیره، اول فکر کردم کار شوهرم و خانوادشه بعدداز ...
م برا عقد گواهی نگرف میگ چن روز قبل عروسی باید ببرمت
ماعم دیشب ک حواسمون نبود پرده ب فنا رفففففففف.... شوهرمم همون اول میگف نمخاد الانم دیشب باز حرفش شد گف اگ زن من م نمخام ازت از خونوادهمم کسی حق نداره چیزی بگ این حرفا چیه نمیزارم مامانتم ببره😐
کجای آرزو های محال👩🏻🦯 متاهلمو متعهد🫀💍✋🏻 طُ در من از من فراوانتری:) کاربری دست ۲ نفره
اصلاااااا ما معاشقه داشتیم به اصرار خودم دخول کامل داشتیم😂😂😂😂
منم درد نداشتم باورم نمیشد این همه ادمو میترسوندن درد داره میمیری و فلانو🫤😂😂 ن ماعم قرار نبود اینجور بشه ولی خب دیگ دست خودمونم نبود اصلا هردو کوپ کرده بودیم ولی کلی خندیدیم🤦🏼♀️🤣
ولی خیلی دلمون میخاست شب اول عروسی باشه ک نشد🫤🤣🤦🏼♀️
کجای آرزو های محال👩🏻🦯 متاهلمو متعهد🫀💍✋🏻 طُ در من از من فراوانتری:) کاربری دست ۲ نفره