منو بابام ارتباطمون خیلی صمیمی بود ولی از وقتی که عقد کردم خیلی خیلی اذیت میکنه.همه چی گیر میده .نه میزاره شب پیش هم باشیم نه میزاره تا دیروقت پیش هم بمونیم تو همه چیز نظر میده تو همه چیز دخالت میکنه کلافم کرده.شوهرم به کسی پول قرض داده بود هب گیر داده به کی قرض داده چرا قرض داده الان میخواید خونه بگیرید چرا قرض داده.من تک دخترم ولی خیلی خیلی داره اذیت میکنه نمیزاره یه مسافرت یه روزه بریم.هر چی هم میگی بهش برمیخوره.انتظار داره هر چی میگه شوهرم همون ثانیه انجام بده.واقعا یه سرطان بزرگ شده برام.همسرم چیزی نمیگه اما من کلافه میشم