2777
2789
عنوان

سکته رو زدم

| مشاهده متن کامل بحث + 504 بازدید | 42 پست
فداتشمایشالله خودت داغ نبینی🖤

قربونت برم غم اخرتون باشه🫂

یه روز یه قمار بازی دخترشو توی قمار میبازه موقعی که خواسته دخترشو تحویل مرد برنده بده دختره فرار میکنه میگه کجا برم ، برم خونه عابد شهر همه ی این شهر پشتش نماز میخونن ، در خونه عابدو میزنه داستانو براش تعریف میکنه عابد میگه بیا تو اینجا امنه به یه ساعت که نگذشته عابد میخواسته به دختر تجاوز کنه ، دختره از خونه عابد شهر فرار میکنه و میزنه تو دل جنگل ، به جنگل که میرسه شب میشه ، چندتا جوونو میبینه که دور یه آتیشی نشستن و دارن مشروب میخورن میگه اونی که پدرم بود تن منو باخت ، اونی که عابد بود تن منو خواست اینا دیگه کین ، همونجا از ترس و سرما غش میکنه میفته زمین ، صبح که میشه چشاشو باز میکنه میبینه روی تنش کلی لباسو پتوئه سرشو از پنجره کلبه بیرون میکنه میبینه همون جوونایی که دیشب داشتن مشروب میخوردن لباساشونو تن دختره کردن و بیرون کلبه از سرما یخ زدن و مردن..🙂💔 دختره تو دلش میگه از قضا روزی اگر حاکم این شهر شوم خون صد شیخ فدای سر یک مست کنم وسط کعبه دو میخانه بنا خواهم کرد که نگویند مستان ز خدا بی خبرند...

چه عوضی بوده ولی ازین جور مریضا زیادن حواستون به خودتون باشه

خیلی

آره اصلا نزدیکش نمیشدم

گفت بشین تا بیام تو کوچه

مث ننه خواهرت نیستم با همه کس برم تو کوچه🤣😂

معنی نام کاربریم: هنوزهم دوستت دارم💖🫂

من برای دخترم که امسال کنکوریه خیلی آکادمی‌ها رو بررسی کردم، آکادمی مهر رو هم دیدم، چیزی که برام جالب بود تعداد زیاد رتبه‌های برترشه. ظاهراً رکورددار بیشترین تعداد رتبه‌های برتر کشوره.

گفتم اینجا هم معرفی کنم شاید به درد مامان‌هایی بخوره که بچه‌شون کنکوریه 🌱

mehredu.com

من بودم جرش میدادم

من سکته کرده بودم اصن حرف از دهن میروند نمیومد

فقط سوار تاکسی شدم بعد قدم زدن و رفتم باشگا

معنی نام کاربریم: هنوزهم دوستت دارم💖🫂

من سکته کرده بودم اصن حرف از دهن میروند نمیومدفقط سوار تاکسی شدم بعد قدم زدن و رفتم باشگا

من اینجور مواقع آژیر خطرم فعال میشه جیغ و داد میکنم 😂

ֶֶֶֶֶֶֶֶֶֶֶֶֶֶֶֶֶֶָָָָָָ֢֢֢֢֢֢֢֢֢֢֢֢بگی مامان بگم جونم مامان (:

نفهمیدمدچی به چیه کی به کیه

ببین


یه پسره اومد بهم گفت شماره تو بده


منم هول شدم جوابشو ندادم و گذاشتم قدم زدن


یهو رفت تو یه کوچه هی اشاره میگرد بیا تو کوچه منم اصلا جوابشو ندادم


بعد من هی یه مسیریو دور میزدم


میریسیدم به یه آپارتمان دیگه راهو ادامه نمیدادم دور میزدم


دور آخرو دیگه برنگشتم


سوار تاکسی شدم برم باشگاه


که یهو دیدم دقیقا نزدیک اون آپارتمان وایستاده من برسم بهش که ناکام موند



معنی نام کاربریم: هنوزهم دوستت دارم💖🫂

نمیدونم چرا ریپنمیتونم بزنم رو پیامات

اگه بهش گفتی مقل ننه خواهرت نیستم خوب کردی 😂❤️


یه روز یه قمار بازی دخترشو توی قمار میبازه موقعی که خواسته دخترشو تحویل مرد برنده بده دختره فرار میکنه میگه کجا برم ، برم خونه عابد شهر همه ی این شهر پشتش نماز میخونن ، در خونه عابدو میزنه داستانو براش تعریف میکنه عابد میگه بیا تو اینجا امنه به یه ساعت که نگذشته عابد میخواسته به دختر تجاوز کنه ، دختره از خونه عابد شهر فرار میکنه و میزنه تو دل جنگل ، به جنگل که میرسه شب میشه ، چندتا جوونو میبینه که دور یه آتیشی نشستن و دارن مشروب میخورن میگه اونی که پدرم بود تن منو باخت ، اونی که عابد بود تن منو خواست اینا دیگه کین ، همونجا از ترس و سرما غش میکنه میفته زمین ، صبح که میشه چشاشو باز میکنه میبینه روی تنش کلی لباسو پتوئه سرشو از پنجره کلبه بیرون میکنه میبینه همون جوونایی که دیشب داشتن مشروب میخوردن لباساشونو تن دختره کردن و بیرون کلبه از سرما یخ زدن و مردن..🙂💔 دختره تو دلش میگه از قضا روزی اگر حاکم این شهر شوم خون صد شیخ فدای سر یک مست کنم وسط کعبه دو میخانه بنا خواهم کرد که نگویند مستان ز خدا بی خبرند...

نمیدونم چرا ریپنمیتونم بزنم رو پیاماتاگه بهش گفتی مقل ننه خواهرت نیستم خوب کردی 😂❤️

نه لال شده بودم اصن حرف نمیزدم تو دلم اینو گفتم😂😭

معنی نام کاربریم: هنوزهم دوستت دارم💖🫂

نه لال شده بودم اصن حرف نمیزدم تو دلم اینو گفتم😂😭

اها الهی🥺

یه روز یه قمار بازی دخترشو توی قمار میبازه موقعی که خواسته دخترشو تحویل مرد برنده بده دختره فرار میکنه میگه کجا برم ، برم خونه عابد شهر همه ی این شهر پشتش نماز میخونن ، در خونه عابدو میزنه داستانو براش تعریف میکنه عابد میگه بیا تو اینجا امنه به یه ساعت که نگذشته عابد میخواسته به دختر تجاوز کنه ، دختره از خونه عابد شهر فرار میکنه و میزنه تو دل جنگل ، به جنگل که میرسه شب میشه ، چندتا جوونو میبینه که دور یه آتیشی نشستن و دارن مشروب میخورن میگه اونی که پدرم بود تن منو باخت ، اونی که عابد بود تن منو خواست اینا دیگه کین ، همونجا از ترس و سرما غش میکنه میفته زمین ، صبح که میشه چشاشو باز میکنه میبینه روی تنش کلی لباسو پتوئه سرشو از پنجره کلبه بیرون میکنه میبینه همون جوونایی که دیشب داشتن مشروب میخوردن لباساشونو تن دختره کردن و بیرون کلبه از سرما یخ زدن و مردن..🙂💔 دختره تو دلش میگه از قضا روزی اگر حاکم این شهر شوم خون صد شیخ فدای سر یک مست کنم وسط کعبه دو میخانه بنا خواهم کرد که نگویند مستان ز خدا بی خبرند...

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2838
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز