قصه من در خانواده ی شوهرم: یه گربه آروم ومهربون بین گربه ها زندگی میکردمظلوم بود گربه ها اونو اذیت میکردن هیچی نمیگفت تا بین گربه ها مسابقه شد ک کی بیشتر میتونه بدوه گربه ی مظلوم برنده شد همه با تعجب گفتن تو چطور تونستی برنده بشی اونم با بغض گفت من پلنگم.. ولی روزگار این بلا سرم آورد که بین گربه ها دارم زندگی میکنم
❤❤خدایا شکر که هوامو داری یکم بیشترتر هوامو داشته باش بتونم مغز و روان و قلبم رو سروسامان بدم❤❤اگه نظرات ما با شما فرق داره چون اثر انگشت ما با شما متفاوته ؛ پس قرار نیست بخاطر عقایدی که آسیبی به همدیگه نمیرسونه باهم جنگ و جدل و بحث کنیم
من یکی از دوستام برای تولدم پاگ با عکسمو اورد یک عکس داغون از خیلی سال پیش و حتی وقتی بازش کردم شکست ...
😂😂😂
❤❤خدایا شکر که هوامو داری یکم بیشترتر هوامو داشته باش بتونم مغز و روان و قلبم رو سروسامان بدم❤❤اگه نظرات ما با شما فرق داره چون اثر انگشت ما با شما متفاوته ؛ پس قرار نیست بخاطر عقایدی که آسیبی به همدیگه نمیرسونه باهم جنگ و جدل و بحث کنیم