ایشون حسینیه دارن هرکاری بود زنگ میزد من انجام میدادم
نصب ریسه جمع .موکب . مراسم کوچه .بیرون . حتی چند باری رفتم باهاشون یه شهر دیگه ۱۰۰کیلومتری . حتی شلمچه هم باهاشون رفتم . حتی رفت آمدی ب خونه شون دارم . حتی زن اش چندباری برایم غذا دست پسرش داد چند روزی ک مامانم خونه نبود . حتی اون دفعه زن وشوهر نبودن برای دخترش و یه دفعه برای پسرش .مامانم عذا درست کرد. حتی چندباری عذا نذری درست کردیم باهم پول گذاشتیم حتی بسته عذایی باهاشون میرفتم میدادیم ب آدم های نیازمند
منم حس میکنم جاده یه طرفه انگاری