سلام خانما...من یه دوست پسر دوساله هم دانشگاهی داشتم که قرار بود ازدواج کنیم...ولی بعد دوسال زد زیرش...
تمام مدت دوسال چون دانشگاهمون شهر دیگه بود و اون غذای سلف بدش میومد من مرتب غذا درست میکردم با هزینه خودم براش میبردم و چون دستش خالی بود پول قرض میدادم و ازش پس نمیگرفتم ..کادوهای گرون دادم بهش..ب خاطر اینکه رابطمو همیشگی میدونسم...اولین روز تولدم برام کفش خرید و دومین روز تولدم کلا به روی خودش نیاورد و خلاصه ب خاطر کشمکش ها و ارزش قائل نبودنش دعوا شد و همو بلاک کردیم جدا شدیم
یادمه وقتی بحثمون میشد همش دین مذهب منو مسخره میکرد میگف مامانت فقط بلده چادر سر کنه نماز بخونه هیچی بهتون یاد نداده🥲درحالیکه همون مامانم همش میگف براش غذا درست کن چون مشکل مالی داره!!اعتقاداتش با من فرق داشت و کلی اهانت و فحش با هر دعوایی میشنیدم....جدا از قلب شکسته ،توهین فحش ب خانوادم و پول و جوونیم حالا هفت ماه از جدایی گذشته و نمیدونم چرا نفرینم نمیگیره....!نمیتونم درسمو بخونم گذاشتم کنار فقططط قلبم سنگین میزنه...
دعای القمه رو کسی تجربشو داره لطفا بگه...نفرین ب من برنمیگرده چون مظلوم داستان بودم الانم مطمنم به اعتقادات من داره میخنده مسخرمون میکنه پس دلتون براش نسوزه 🙃