سلام خانما من الان ده شب هستش که باشوهرم قهرم سر اینکه باهام حرف نمیزنه بی توجهه دیشب اومد خونه آشتی کردیم نه کامل من ده شب بود جای خوابمم عوض کرده بودم امشب اومدم جاهارو بندازم گفتم کجا میخوابی دوبار گفتم گفت فرقی نمیکنه آخر سر گفت هرجا میندازی بنداز برام مهم نیس خیلی از حرفش ناراحت شدم اولش جای خودمم پیشش انداختم ولی بعدش بلند شدم جامو برداشتم اومدم اینور اونم فقط نگام کرد چیزی نگفت چیکار. کنم به نظرتون کار کدوممون بده
احتمالن تو این ده شب حرص خورده خاسته اینطوری خودشو خالی کنه ولی دیگه هیچوقت هیچوقت جاتو جدا نکن حتی یک شب قهرم بودی چسبش نه ولی نزدیکش بخاب مردا جنبه ندارن