چون وقتی آشتی کرده بودی دیگه پرسیدن نداشت
جاتون رو یه جا کنار هم مینداختی مثل شب های قبل
انگار خودتم میخواستی زمینه رو برای منت کشی فراهم کنی، که با توجه به این که جاتو خودت جدا کرده بودی درست نبود، و باید احتمال میدادی چنین جوابی بده
بالاخره اونم انسانه و غرور داره
بهتر بود چیزی نمیگفتی و کار درست رو انجام میدادی که غرور هردو حفظ بشه