نمیدونم چرا:))انگار زمین قسم خورده من و شکستم بده🫠
من از کلاس دهم غیرحضوری رفتم مدرسه کلا از محیط مدرسه و... درس خوندن و همههههه چی دور شدم
دوازدهم ک شدم از مهر تصمیم گرفتم فقط چرت و پرت هم که شده بخونم ینییی عادت کنم
میرفتم ویدئو تابع میدیدم یذره زیست میدیدم قاطی پاتی.. در حدی که امتحانات نوبت اولم یکممم خوب شددد(اینم بگم قبل دهم شاگرد اول بودم💔)
یهوو دیدم دارم واسه کنکور نمیخونم اصلا فکر میکنم دارم میخونم نه کتاب تستی و تست زدم نه هیچییی
یهوو به این نتیجه رسیدم که دارم درجا میزنم
مشاور گرفتم دی ماه اولیش برنامه های طولانی میدادن میگفتن اگه روزی ۷ ساعت نخونی نمیشهه واقعن
منمم مجبور میشدم الکی بگم خوندم فلان کردم
دیگه خلاصه عوض کردم جدید گرفتم از بهمن
پسر بود این یکی برعکس قبلی
اونم برنامه هاش و اول اوکی بودم بعدد دروغ گرفتم فلان چیزو انجام دادم درصورتی که سرما داشتم ندادم ینی گزارشکار فیک:) به هوای اینکه بعدا انجام میدم
دیروزم بهم زنگ زدو فک کنم متوجه شد یسری چیزارو؛
امروزم ساعت ۶.۷ ازمونه
و من دیشب تا ساعت ۶ صبح بیدار بودم لنقدر فکر و خیال کردم🫠💔
و امروز ساعت ۱۲ بیدار شدم ولی نمیتونم اینو بگم بهشش:)))
میترسم فک کنه دیونه میونم:))
آخه هیچ عادم سالمی تا اون موقع بیدار نمیمونه🙂
امروزم تازه دارم درسنامه تابع رو میخونم در صورتی که گفتم بهش ۳ بخش و تموم کردم🫠🫠تازه بخش اولم
هیعییی واقعنن نمیدونم:))
چرااا انقدر بدشانسم من