ما یه زندانی داریم هر چی خواهرشوهرا بهش میگن
دعوت میکنند،مراسمای زنونه میگن بیا و خلاصه هر پیامی
به داییم نمیگه
بعد میگه نگفتن احترام نذاشتن
بعد داییمو حسابی میشوره میندازه به جون مادربزرگم و خاله هام و شر به پا میکنه
جوری سلیطه و فتنه گره که دست شیطونو از پشت بسته