2777
2789
عنوان

سوتی دادم

106 بازدید | 5 پست

دختره رو یه قبری نشسته بود که مرحوم خانوم بود


قبر بغلی آقا بود که من فکر کردم پدرشه که فوت کرده و بخاطر پدرش داره گریه میکنه


دیگه هم صحبت شدیم خواستم برای پدرش فاتحه بفرستم نشستم زدم روقبر فاتحه خوندم دختره زانوهاشو بغل کرد تو سکوت گریه میکرد منم گفتم خدارحمتش کنه و برگشتم ولی مامانم یکم دیگه موند


شب مامانم زنگ زد میگفت تو چرا گیج میزنی چرا به قبر بغلی فاتحه خوندی دختره سر قبر مامانش نشسته بود به سوتی تو زانوهاشو بغل کرد خندید

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

نه دیگه بعدش به مامانم گفته بود دخترت اشتباه کرده این قبر مامانمه من بخاطر مامانم اینجام

آها

تو همانی ک ب قصر دل من سلطانی.....حاکم قلب منی خوب خودت میدانی.....در دلم عشق کسی نیست ب جز عشق رخت.....خط ب خط راز مرا از نگهم میخوانی🫀

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   آهو1957  |  18 ساعت پیش
توسط   aypari  |  20 ساعت پیش