بچه ها من به شوهرم از سرکار مواد غذایی دادن چون هنوز نامزدیم برده خونه ی مادر شوهرم
من بعد عروسی با مادرشوهرم اینا توی
یه ساختمون زندگی میکنم
وقتی شوهرم دیروز اونارو برده خونه اونا خوشحال شدن براش اسفند اینا دود کردن
شوهرم گفته که کاش خانومم بود بجای اینکه اینارو بیارم اینجا میبردم خونه ی خودم
میگفت مامانم ناراحت شدو یه باشه گفت
میگفت دوباره سرشام مادرشوهرم برگشته با شوهرم گفته که واقعا اگه چیزی بدن میبری خونت ؟ نمیاری اینجا
اونم گفته منم زندگی دارم میخوام بچه دارشم
بعدش امشب دوباره اینجوری پیام شوهرمه کپی کردم برگشت گفت
رضا واقعا اگه از اونجا چیزی بدن میبری خونه خودت
گفتم که آره دیگه مامان من فردا پس فردا میخوام صاحب بجه بشم
بعدشم ما نباید تو خونه خودمون چیزی بخوریم 😂😂😂
گفت باشه
الان من بعد عروسی با اینا چیکار کنم ببریم خونه ی خودمون یا بدیم به اونا
نظر خودم اینکه شوهرم بیاره خونمون منم سهمشونو میدم
از طرفیم نمیخوام تبدیل به وظیفه بشه
مادر شوهرمم اخلاقش زیاد خوب نیست خیلی سلیطه و با سیاسته