کاش هیچوقت ازدواج نمیکردم
شوهرم خوبه بچه ام خداروشکر خوب سالم ولی حالم بهم میخوره از خودم دلم میخواد تنها باشم کاش یه خانواده با تفکر درست حسابی داشتم کل زندگیم کردنمون تو قفس تنها تفریحم دانشگاه بود هیچوقت نداشتن عین آدم برم بیرون بگردم بچرخم شوهر داشتن هم که براشون از همه چیز واجب تر بود ۲۳ سالگی شوهر کردم
البته بگم خونه شوهرم خیلی روانی آروم تر هستم ولی از خدام بود تنها و مجرد بودم.
دلم میخواد فرار کنم هیچ کس دورم نباشه هیچکس و نبینم
نه اعصاب بچه دارم نه شوهر نه مادر پدر