دوست خوبم از من به تو نصیحت نزار هیچ چیزو هیچ کس رابطه زناشویی تونو خراب کنه ببین من اوایل کاری میکردم شوهرم گفت پشیمونم با تو ازدواج کردم خیلی بهم برخورد فکر کردم دیدم مشکل از خانوادشه چرا پشیمونه دیدم شوهرم منو فقط 2 سال میشناسه ولی با خانوادش یه عمر زندگی کرده پس اونارو ول نمیکنه منو بچسبه منم شدم لنگه مادرشوهرم چرب زبون خیلی تحویلش گرقتم دیدم اونم داره منو تحویل میگیره جلوی خانوادش یواشکی حرف میزدمو بلند میخندیدیم با چشم خودم میدیدم خواهرشوهر مادرشوهر میسوزن. بهم تیکه میندازن فقط میخندم به شوهرمم نمیگم چون مردا ازین خاله زنک بازیا بدشون میاد. بخدا گناه دارن این مردا از صبح تا شب بیرون از خونه زحمت میکشن برای ماها اونوقت تو خونه بیان اعصاب خوردکنی درست کنیم براشون به خاطر کی آخه.
عزیزم تو خودت یکم کوتاه بیا اصلا باهاش یک ماه به خاطر خانوادش بحث نکن اگه چیزی گفتن فقط به یه ورت حساب کن ببین رفتار شوهرت چطور میشه بخدا شوهر من اوایل بدون من راحت تو خونه میخوابید اصلا نبودم انگار راحت بود الان میگه نباشی نمیتونم بخوابم آرامش ندارم. در حالی که اوایل میدونستتو خونه جنگ و دعواست زیاد خونه نمیومد آخر شب میومد. شماهم یکم کوتاه بیا خودش میفهمه که تو فقط براش میمونی